صائن الدين على بن تركه

302

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )

[ 745 ] يصرّفهم في القبضتين « 1 » و لا و لا * فقبضة تنعيم و قبضة شقوة اگر نه آن بودى كه غواشى امكان و حجب كونى اقتضاى اسدال پردهء ستر و سكوت كردى ، بگفتمى بىحجاب ، و چهرهء مقصود را بنمودمى بىنقاب ؛ و ليكن اقامت احكام نشأت چنين اقتضا مىكند . « 2 » سر مويى از دو زلفش بنمودمى و ليكن * دو جهان بهم برآيد سر شور و شر ندارم [ 743 ] چه ، در عرصهء ظهور ، هيچ بازى عبث نكرده‌اند و هيچ آفريده به گزاف نيافريده‌اند و اگر چه افعال ايشان نه بر نهج صواب و سداد است ؛ [ 744 ] چه ، احكام اسماء و جزئيّات احوال هر يك ، جارى بر اوضاع متخالفه و اقتضائات متباينهء ايشان است ، و حال آنكه حكمت وصف ذات و صرافت اطلاق اوست كه اجرا و انفاذ احكام كلّ مىكند . [ 745 ] و تصريف امور ايشان به دست تقابل در قبضتين سعادت و شقاوت [ است ] كه هر دو قبضه در كفّتى « 3 » ميزان و لا و لا برابر آيد كه « هؤلاء في الجنّة و لا أبالي و هؤلاء في النّار و لا أبالي » « 4 » . اى نالهء پير خرقه‌پوش از غم تو * وى نعرهء رند مىفروش از غم تو افغان مغان دردنوش از غم تو * خون دل عاشقان به جوش از غم تو * * * [ 746 ] ألا هكذا ، فلتعرف النّفس أو فلا ، * و يتل « 5 » بها الفرقان كلّ صبيحة

--> ( 1 ) . در اصل : قبضتين ؛ با توجه به اين كه دو دست مورد بحث نكره نيست و در صورت مضاف بودن نيز « ن » آن بايد حذف شود ( چنان كه در متن شرح بدان توجه شده است ) تصحيح شد . ضبط ديوان هم با « ال » تعريف است . در اين صورت « و لا و لا » را مىتوان بدل فرض كرد و يا مخفّف جملهء معترضهء برگرفته از حديث آتى الذكر دانست : و لا يبالي و لا يبالي . مورد اخير ارجح است . ( 2 ) . فر : + بيت . ( 3 ) . فر : كفتين . ( 4 ) . فر : + بيت . ( 5 ) . در اصل : يتلى ؛ با توجّه به شرح و معنى و ضبط ديوان و نيز با توجّه به عطف « يتلى » به « تعرف » و جازم بودن لام امر تصحيح شد .